این بخش به سادگی بیان میکند که این قانون رسماً «قانون مالی» نامگذاری شده است.
این قانون به عنوان «قانون مالی» شناخته میشود و میتوان به آن استناد کرد.
قانون مالی نام رسمی استناد ...
این قانون بیان میکند که اگر مقررات این مجموعه قوانین اساساً مشابه قوانین از قبل موجود در مورد همان موضوع باشند، باید به عنوان قوانین جاری و مستمر در نظر گرفته شوند، نه به عنوان قوانین کاملاً جدید.
مقررات قانونی موجود، بازگوییها، استمرارها، اساساً یکسان، همان موضوع، تفسیر قوانین، قوانین جاری، تداوم حقوقی، نه وضع قوانین جدید، بازگویی حقوقی، مقررات قانون، بهروزرسانی قوانین، تفسیر قانونی، بازنویسی قانون، تداوم قانونی
این قانون تضمین میکند که اگر شما قبل از لازمالاجرا شدن قانون جدید، یک اقدام قانونی را آغاز کردهاید یا حقی را به دست آوردهاید، قانون جدید وضعیت شما را تغییر نخواهد داد. با این حال، هر رویهای که از این پس انجام میشود، باید در صورت امکان، از قوانین قانون جدید پیروی کند.
اقدام قانونی، حقوق موجود، انطباق رویهای، قوانین قانون جدید، بند حفظ حقوق سابق، رسیدگیهای آغاز شده، قبل از لازمالاجرا شدن قانون، انطباق رسیدگیهای حقوقی، تطبیق رویه، حمایت از حقوق، دوره گذار، پروندههای در جریان، تداوم حقوقی، تغییر در رویههای قانونی، تأثیر بر پروندههای موجود
این بخش از قانون توضیح میدهد که قواعد کلی که در ادامه میآیند، باید برای تفسیر و فهمیدن نحوه اجرای بقیه این قانون به کار روند، مگر اینکه شرایط خاصی خلاف آن را ایجاب کند.
مقررات کلی تفسیر قانون قواعد تفسیر ...
این قانون بیان میکند که عناوین و سربرگهای استفاده شده در بخشها یا قسمتهای قانونی، به منظور تغییر یا تأثیرگذاری بر قوانین و مقررات واقعی که در سند توضیح داده شدهاند، نیستند. اساساً، سربرگها فقط برای سازماندهی هستند و بر نحوه اعمال یا تفسیر قانون تأثیری نمیگذارند.
تأثیر عناوین، تفسیر حقوقی، دامنه مقررات، تفسیر قانون، عناوین قانونی، عناوین سازمانی، دامنه مفاد، معنای مقررات، قصد قانون، عناوین قانونی مصوب، ساختار سند حقوقی، اعمال قانون، عناوین بخشها، سربرگهای بندها، عناوین فصلها
این قانون بیان میکند که اگر به یک شخص یا هیئت مدیره اختیاری یا مسئولیتی طبق قانون داده شود، آنها میتوانند به شخص دیگری، مانند یک معاون، اجازه دهند که آن را به نمایندگی از آنها انجام دهد، مگر اینکه قانون به طور خاص بگوید که آنها باید خودشان آن را انجام دهند.
هرگاه اختیاری به هر شخص یا هیئت مدیرهای اعطا شود، یا وظیفهای بر عهده آنها به موجب هر یک از مقررات این قانون گذاشته شود، این اختیار یا وظیفه میتواند توسط هر معاون یا شخصی که توسط آن شخص یا هیئت مدیره که اختیار به او اعطا شده یا وظیفه بر عهده او گذاشته شده است، مجاز شده باشد، اعمال یا انجام شود، مگر اینکه صراحتاً مقرر شده باشد که آن اختیار یا وظیفه فقط توسط همان شخص یا هیئت مدیره که اختیار به او اعطا شده یا وظیفه بر عهده او گذاشته شده است، اعمال یا انجام شود.
تفویض اختیار، مسئولیتهای هیئت مدیره، اختیارات معاون، شخص مجاز، تفویض قدرت، انجام وظیفه، مقررات قانون، اعمال اختیار، اعطای اختیارات، وظایف محوله، الزامات مجوز، حکم صریح، اجرای نیابتی، اختیار تفویض شده، اقدام به نمایندگی
وقتی به بخشی از این قانون یا قانون دیگری ارجاع داده میشود، این ارجاع شامل هرگونه تغییر یا اضافهای است که در حال حاضر یا در آینده به آن قانون اضافه شده یا خواهند شد.
ارجاع قانونی، اصلاحات، تغییرات آتی، تغییرات قانونی، بهروزرسانیهای قانون، اصلاحات کد، اضافات به قانون، اصلاحات فعلی، اضافات آتی، مقررات بهروز شده، اعمال اصلاحات، ارجاع به قوانین، قوانین قابل تغییر، بهروزرسانیهای حقوقی، تغییرات قانون
این قانون «نوشتار» را به عنوان هر پیام ضبطشدهای تعریف میکند که با خواندن قابل درک باشد. هرگاه قانون، ابلاغیه، گزارش یا سند مشابهی را الزامی کند، باید به زبان انگلیسی نوشته شود. اگر لازم است یک مکاتبه رسمی را با پست سفارشی ارسال کنید، استفاده از پست گواهیشده طبق مقررات کافی تلقی میشود.
«نوشتار» شامل هر شکلی از پیام ضبطشده است که از طریق بصری عادی قابل درک باشد. هرگاه هرگونه ابلاغیه، گزارش، دادخواست، مجوز، اظهارنامه یا سندی توسط این قانون الزامی باشد، باید به صورت نوشتاری و به زبان انگلیسی تهیه شود.
هرگاه هرگونه ابلاغیه یا سایر مکاتبات توسط این قانون ملزم به ارسال از طریق پست سفارشی توسط یا به هر شخص یا شرکت باشد، ارسال چنین ابلاغیه یا مکاتبهای از طریق پست گواهیشده، انطباق کافی با الزامات قانونی تلقی خواهد شد.
پیام ضبطشده مکاتبه کتبی درک ...
در این بخش، «بخش» به قسمتی از قانون مالی مورد بحث اشاره دارد، مگر اینکه به وضوح بیان شود که به قانون دیگری اشاره دارد. به همین ترتیب، «زیربخش» به قسمتی از بخشی که در آن ذکر شده است اشاره دارد، مگر اینکه بخش خاص دیگری نام برده شود.
«بخش» به معنای یکی از بخشهای این قانون است، مگر اینکه به طور خاص به قانون دیگری اشاره شده باشد، و «زیربخش» به معنای یکی از زیربخشهای بخشی است که این اصطلاح در آن آمده است، مگر اینکه به صراحت به بخش دیگری اشاره شده باشد.
تعریف بخش، تعریف زیربخش، قانون مالی، اصطلاحات، اصطلاحات قانونی، تفسیر زبان قانون، تعاریف حقوقی، ارجاعات بخش، ارجاعات زیربخش، شفافسازی زبان قانون
این قاعده به این معناست که هنگام تفسیر اسناد حقوقی، ارجاع به اعمال در زمان حال میتواند شامل اعمالی شود که در گذشته رخ دادهاند یا در آینده رخ خواهند داد.
تفسیر زمان فعل، زمان حال، شمول زمان گذشته، زمان آینده، اسناد حقوقی، تفسیر حقوقی، قانون آیین دادرسی مدنی کالیفرنیا، زبان زمانی، قواعد زبانی، تفسیر قانون
این قانون روشن میسازد که وقتی یک سند حقوقی از اصطلاحات مذکر استفاده میکند، آن اصطلاحات شامل جنسیتهای مؤنث و خنثی نیز میشوند. این بدان معناست که زبان خاص جنسیتی باید به طور گسترده تفسیر شود تا همه جنسیتها را دربرگیرد.
زبان فراگیر جنسیتی تفسیر اصطلاحات مذکر تفسیر حقوقی جامع ...
این قانون بیان میکند که هر زمان اصطلاح «همسر» استفاده میشود، باید شامل «شرکای خانگی ثبتشده» نیز باشد، مطابق با مقرراتی که در بخش دیگری از قانون خانواده آمده است.
همسر شریک خانگی ثبتشده قانون خانواده ...
این قانون به این معنی است که اگر چیزی به صورت مفرد نوشته شده باشد، شامل شکل جمع نیز میشود و بالعکس. اساساً، کلماتی مانند 'کتاب' میتواند به معنای 'کتابها' باشد و 'کتابها' میتواند به معنای 'کتاب' باشد، بسته به اینکه چه چیزی در متن منطقی باشد.
عدد مفرد شامل جمع میشود و جمع شامل مفرد.
مفرد و جمع تفسیر واژه انعطافپذیری زبان ...
این قانون روشن میکند که اصطلاح «شهر» شامل انواع مختلفی از نهادها میشود، مانند شهرهای ثبتشده، مناطق ترکیبی شهر و شهرستان، شرکتهای شهرداری، شهرداریها، شهرکها و شهرکهای ثبتشده.
«شهر» شامل شهر ثبتشده، شهر و شهرستان، شرکت شهرداری، شهرداری، شهرک و شهرک ثبتشده میشود.
شهر ثبتشده، شهر و شهرستان، شرکت شهرداری، شهرداری، شهرک، شهرک ثبتشده، تعریف شهر، نهادهای شهری، دولت محلی، مناطق شهری، شهرهای کالیفرنیا، تعریف قانونی شهر، قانون شهرداری، حوزه قضایی شهری، شهرداریهای کالیفرنیا
این بخش توضیح میدهد که هرگاه کلمه «شهرستان» به کار رود، به معنای «شهر و شهرستان» با هم است، نه فقط یک شهرستان مجزا به تنهایی.
«شهرستان» شامل شهر و شهرستان میشود.
شهر و شهرستان تعریف شهرستان شهرستان در اصطلاحات حقوقی ...
این بخش از قانون بیان میکند که وقتی کلمه «باید» استفاده میشود، به این معنی است که انجام کاری الزامی یا اجباری است. وقتی کلمه «میتواند» استفاده میشود، نشاندهنده این است که کاری اختیاری یا مجاز است، اما الزامی نیست.
«باید» الزامی است و «میتواند» اختیاری است.
زبان الزامی، زبان اختیاری، تفسیر «باید»، تفسیر «میتواند»، الزامات قانونی، اقدامات اختیاری، تفسیر قانونی، دستورالعملهای قانونی، اصطلاحات اجباری، اصطلاحات مشروط
در این زمینه، اصطلاح «سوگند» شامل «تأیید» نیز میشود. اساساً، چه سوگند یاد کنید و چه تأیید دهید، از نظر قانونی یک معنا دارد.
«سوگند» شامل تأیید نیز میشود.
سوگند تأیید معادل قانونی ...
این قانون بیان میکند که از نظر حقوقی، «امضا» یا «توقیع» میتواند شامل یک علامت ساده باشد. نحوه ایجاد این علامت باید از قوانینی که در قانون مدنی تعیین شده است، پیروی کند.
تعریف امضا، تعریف توقیع، علامت به عنوان امضا، الزامات قانون مدنی، امضای قانونی، علامت امضا، قوانین امضا، قانون مدنی کالیفرنیا، توقیع قانونی، شمول امضا، علائم امضا، علامت مجاز، دستورالعملهای امضا، مقررات علامت، قوانین امضا در قانون مدنی
این قانون اصطلاح «شخص» را تعریف میکند تا طیف وسیعی از نهادها را در بر گیرد. این شامل افراد و همچنین انواع مختلفی از کسبوکارها و سازمانها مانند بنگاهها، شرکتهای سهامی، شرکتهای با مسئولیت محدود، شراکتها، انجمنها، سندیکاها، ماترکها، تراستها و موارد دیگر میشود.
«شخص» شامل هر شخص، بنگاه، شراکت، انجمن، شرکت سهامی، شرکت، شرکت با مسئولیت محدود، سندیکا، ماترک، تراست، تراست تجاری، یا هر نوع سازمان میشود.
تعریف شخص نهادهای تجاری شرکتهای سهامی ...
این قانون میگوید که اگر یک بخش از مجموعه قوانین نامعتبر تشخیص داده شود یا نتوان آن را در مورد شخص یا موقعیت خاصی اعمال کرد، این امر بقیه مجموعه قوانین را تحت تأثیر قرار نمیدهد. سایر بخشها یا نحوه اعمال آنها در مورد افراد یا موقعیتهای دیگر بدون تغییر باقی میماند. پس، اساساً، یک بخش مشکلدار کل مجموعه را خراب نمیکند.
تفکیکپذیری، مقرره نامعتبر، اعمال قانون، تفسیر حقوقی، بیاعتباری قانونی، ساختار قانونی، تداوم حقوقی، اعمال بر اشخاص، اعمال بر شرایط، اثربخشی بخش، بطلان جزئی، تابآوری قانونی
این قانون بیان میکند که اگر شرکتی قبل از لازمالاجرا شدن این مجموعه قوانین تشکیل شده باشد، وجود آن تحت تأثیر قانون جدید قرار نخواهد گرفت. حتی اگر قوانین مربوط به تشکیل شرکتها تغییر کند یا قوانینی که شرکتها در ابتدا تحت آنها تأسیس شده بودند، اصلاح یا لغو شوند، شرکت به حیات خود ادامه خواهد داد.
وجود شرکت، تشکیل شرکت، اصلاحات قانونی، تأثیر لغو قانون، شرکتهای از پیش موجود، تداوم شرکت، ثبات حقوقی شرکت، دوام نهاد تجاری، تغییرات نظارتی، قوانین تشکیل شرکت، حمایت از نهاد تجاری، تغییر در الزامات تشکیل، اصلاحات قانون شرکتها
این قانون بیان میکند که اگر کسی قبل از بهروزرسانی این قانون، سمتی دولتی را بر عهده داشت و سمت او تحت قانون جدید همچنان به رسمیت شناخته میشود، میتواند تحت همان شرایط قبلی به کار خود در آن سمت ادامه دهد.
دارندگان سمتهای دولتی مدت تصدی قبلی ادامه سمت ...
این بخش به سادگی نامگذاری میکند و به بخش خاصی از قانون به عنوان قانون مؤسسات مالی وویچ-کالدرون سال ۱۹۸۶ اشاره دارد، که از بخش ۱۰۰۰۰ در بخش ۲، فصل ۱۰ شروع میشود. این نامگذاری بر هر بخش متناقض دیگری از قانون ارجحیت دارد.
علیرغم هر حکم دیگری از این قانون، فصل ۱۰ (شروع از بخش ۱۰۰۰۰) از بخش ۲ به عنوان قانون مؤسسات مالی وویچ-کالدرون سال ۱۹۸۶ شناخته خواهد شد و ممکن است به آن استناد شود.
قانون وویچ-کالدرون قانون مؤسسات مالی ۱۹۸۶ فصل ۱۰ بخش ۲ ...