مقررات عمومی
Section § 1
این بخش به سادگی عنوان رسمی این قانون را به عنوان «قانون دولت» تعیین میکند. این بدان معناست که وقتی کسی به «قانون دولت» اشاره میکند، در مورد این مجموعه قوانین خاص صحبت میکند.
Section § 2
Section § 3
Section § 4
Section § 5
Section § 6
Section § 7
Section § 7.5
این قانون به مدیر یک اداره دولتی اجازه میدهد تا یک معاون مدیر را منصوب کند تا به نمایندگی از او در جلسات و تصمیمگیریهای یک هیئت، کمیسیون یا کمیته دولتی شرکت کند. معاون میتواند رأی دهد و برای حد نصاب شمارش شود، گویی مدیر حضور دارد. با این حال، فقط یک معاون میتواند در هر جلسه نماینده یک مدیر باشد. مدیر همچنان مسئول اقدامات معاون است، درست همانطور که مسئول وظایف عادی خود خواهد بود.
Section § 7.6
این قانون به برخی از مقامات عالیرتبه دولتی کالیفرنیا که مناصبشان توسط قانون اساسی ایالت ایجاد شده است، اجازه میدهد تا معاونانی را برای خدمت به جای خود در هیئتها، کمیسیونها، کمیتهها یا نهادهای حاکم ایالتی منصوب کنند. این معاونان همان اختیارات مقام اصلی را دارند، از جمله شرکت در جلسات و رأیگیری، اما مقامات اصلی همچنان مسئول اقدامات معاونان خود هستند.
معاون فرماندار، رئیس دیوان عالی، دادستان کل و سرپرست آموزش عمومی قوانین خاصی در مورد اینکه چه کسانی را میتوانند به عنوان معاون تعیین کنند، دارند. به ویژه، معاون فرماندار و سرپرست آموزش عمومی نمیتوانند معاونانی را برای برخی از جلسات هیئتهای آموزشی منصوب کنند، و معاون دادستان کل نمیتواند در هیئتهایی که دادستان کل رئیس جلسه است، به عنوان رئیس جلسه عمل کند. همچنین، فقط یک معاون میتواند یک مقام را در جلسات کمیسیون اراضی ایالتی نمایندگی کند.
Section § 7.7
Section § 7.8
این قانون به مدیران مالی، خدمات عمومی و آموزش اجازه میدهد تا یک معاون یا دستیار مدیر را برای نمایندگی آنها در هیئت تخصیص ایالتی منصوب کنند. این افراد منصوبشده میتوانند تمام اختیارات مدیر را اعمال کنند، از جمله حق رأی و شمرده شدن در حد نصاب. مدیری که آنها را منصوب میکند، مسئول اقدامات فرد منصوبشده است، درست همانطور که مسئول معاون یا دستیار خود در انجام وظایف عادی اداری هستند.
Section § 7.9
این قانون به برخی مقامات دولتی – کنترلر، خزانهدار، مدیر مالی، و سرپرست آموزش عمومی – اجازه میدهد تا معاونانی را برای اقدام به نمایندگی از آنها در سازمانهای دولتی منصوب کنند. این معاونان همان اختیاراتی را دارند که خود مقامات در صورت حضورشان داشتند. با این حال، مقامات منصوبکننده همچنان مسئول اقدامات معاونان هستند. علاوه بر این، دو کارمند تعیینشده برای کنترلر یا خزانهدار میتوانند طبقهبندی و حقوق سطح اجرایی بالاتری دریافت کنند. سرپرست آموزش عمومی نمیتواند معاون برای جلسات هیئت آموزش ایالتی، هیئت امنای دانشگاه کالیفرنیا، یا هیئت امنای دانشگاه ایالتی کالیفرنیا منصوب کند.
Section § 7.9
این بخش از قانون به کنترلر اجازه میدهد که علاوه بر تعداد مجاز در بخش دیگر، دو کارمند اضافی داشته باشد. این کارمندان به عنوان مدیران اجرایی حرفهای در ردههای بالا (سطح IV یا V) طبقهبندی شده و حقوق و مزایا دریافت میکنند.
Section § 8
Section § 9
Section § 10
این بخش توضیح میدهد که «بخش» و «زیربخش» در این مجموعه قوانین خاص به چه معنا هستند. «بخش» به یک بخش از همین مجموعه قوانین اشاره دارد، مگر اینکه قانون دیگری مشخص شده باشد. «زیربخش» به قسمتی از همان بخشی اشاره دارد که این اصطلاح در آن آمده است، مگر اینکه بخش دیگری به صراحت ذکر شده باشد.
Section § 11
Section § 12
در متون قانونی، هرگاه از واژههای مربوط به جنس مذکر استفاده شود، این واژهها شامل جنس مؤنث و خنثی نیز میشوند. به عبارت دیگر، اگر در قانون کلمهای مانند «او» (به معنای مذکر) به کار رفته باشد، باید آن را شامل «او» (به معنای مؤنث) و «آنها» نیز دانست تا همه جنسیتها را پوشش دهد.
Section § 12.2
Section § 12.5
این قانون بیان میکند که هرگاه کلمات «مرد» یا «مردان» در متون قانونی ظاهر شوند، باید به عنوان «شخص» یا «اشخاص» فهمیده و جایگزین شوند. این تغییر به منظور بازتاب استانداردهای فعلی فراگیری است و زمانی اعمال میشود که این بخشها در حال بهروزرسانی هستند. هدف این است که بدون تغییر قوانین موجود، فراگیر باشیم.
Section § 13
این قانون به این معنی است که در اسناد حقوقی، کلماتی که به صورت مفرد استفاده میشوند میتوانند به بیش از یک مورد یا شخص اشاره کنند و کلماتی که به صورت جمع هستند میتوانند فقط به یک مورد اشاره کنند. این راهی است برای اطمینان از انعطافپذیری تفاسیر.
Section § 14
این بخش از قانون بیان میکند که وقتی کلمه «باید» استفاده میشود، به این معنی است که انجام کاری الزامی یا اجباری است. وقتی کلمه «میتواند» استفاده میشود، نشاندهنده این است که کاری اختیاری یا مجاز است، اما الزامی نیست.
Section § 15
در این زمینه، اصطلاح «سوگند» شامل «تأیید» نیز میشود. اساساً، چه سوگند یاد کنید و چه تأیید دهید، از نظر قانونی یک معنا دارد.
Section § 16
طبق این قانون، اگر کسی نتواند امضای خود را بنویسد، میتواند به جای آن از یک علامت استفاده کند. یک شاهد باید نام آن شخص را نزدیک علامت بنویسد و همچنین امضای خود را در نزدیکی امضای شخص اضافه کند. اگر از این علامت برای هرگونه سند رسمی یا اظهارنامه سوگندخورده استفاده شود، دو شاهد باید نام خود را در نزدیکی آن امضا کنند تا آن را معتبر سازند.
Section § 16.5
این قانون توضیح میدهد که چگونه میتوان از امضاهای دیجیتال در ارتباط با نهادهای عمومی، زمانی که امضا لازم است، استفاده کرد. یک امضای دیجیتال برای معتبر بودن باید چندین شرط را داشته باشد: باید منحصر به فرد برای شخص باشد، قابل تأیید باشد، تنها توسط کاربر کنترل شود، در صورت تغییر دادهها نامعتبر شود، و با مقررات تعیین شده توسط وزیر امور خارجه مطابقت داشته باشد. استفاده از امضاهای دیجیتال برای هر دو طرف اختیاری است و نهادهای عمومی ملزم به پذیرش آنها نیستند. امضاهای دیجیتال به عنوان شناسههای الکترونیکی با همان اثر امضاهای دستی تعریف میشوند. این قوانین استفاده از انواع دیگر امضاهای الکترونیکی را محدود نمیکنند و مقررات خاص فقط برای امضاهای دیجیتال اعمال میشوند.
Section § 17
این قانون اصطلاح «شخص» را به شکلی گسترده تعریف میکند. این اصطلاح فقط به معنای یک انسان منفرد نیست؛ بلکه شامل کسبوکارها و انواع سازمانها، مانند شرکتهای تضامنی و شرکتهای سهامی نیز میشود.
Section § 18
Section § 19
این بخش توضیح میدهد که هرگاه کلمه «شهرستان» به کار رود، به معنای «شهر و شهرستان» با هم است، نه فقط یک شهرستان مجزا به تنهایی.
Section § 20
این قانون تعریف میکند که از نظر حقوقی در کالیفرنیا چه چیزی به عنوان «شهر» محسوب میشود. این شامل مکانهایی است که به عنوان «شهر و شهرستان» یا «شهرک ثبتشده» شناخته میشوند. با این حال، «شهرکهای ثبتنشده» یا «روستاها» را دربرنمیگیرد.
Section § 21
این بخش از قانون روشن میکند که وقتی اصطلاح "شهر" به کار میرود، به "شهرکهای ثبتنشده" و "روستاها" نیز اشاره دارد.
Section § 22
Section § 23
Section § 24
Section § 25
این قانون توضیح میدهد که چگونه ارزش املاک و نرخهای مالیاتی باید برای اهداف مالیاتی در طول زمان محاسبه و مقایسه شوند. از سال مالی ۱۹۸۰-۸۱، املاک با ۲۵ درصد از ارزش کامل خود ارزیابی میشدند، اما از سال مالی ۱۹۸۱-۸۲ به بعد، املاک با ارزش کامل خود ارزیابی میشوند. نرخهای مالیاتی تا سال مالی ۱۹۸۰-۸۱ به صورت دلار به ازای هر ۱۰۰ دلار ارزش ارزیابیشده نشان داده میشدند، سپس از سال مالی ۱۹۸۱-۸۲ به بعد به صورت درصدی از ارزش کامل تغییر یافتند. این قانون همچنین بیان میکند که هنگام مقایسه دادههای مالیاتی از سالهای مختلف، ارزشها و نرخها باید تعدیل شوند تا اطمینان حاصل شود که قابل مقایسه هستند و ثبات در درآمدهای مالیاتی یا معافیتها، صرفنظر از نحوه بیان آنها، تضمین شود. برای بیان نرخهای مالیاتی به طور یکسان، یک فرمول وجود دارد: نرخ مالیاتی با ارزیابی ۲۵ درصدی را در ۰.۰۰۲۵ ضرب کنید تا به درصد تبدیل شود، و نرخ درصدی ارزش کامل را در ۴۰۰ ضرب کنید تا به فرمت دلار/۱۰۰ دلار تبدیل شود.