حقوق تراستقانون واحد بازآرایی تراست
Section § 19501
Section § 19502
این بخش اصطلاحات مختلف مربوط به تراستها را به شیوهای قابل فهم تعریف میکند. این بخش توضیح میدهد که «مال قابل انتصاب» و «استاندارد قابل تشخیص» به چه معنا هستند، که هر دو به اداره تراست و اختیارات انتصاب مربوط میشوند. این بخش مشخص میکند که «امین مجاز» کیست، اساساً کسی که میتواند توزیعات تراست را مدیریت یا تغییر دهد، که شامل امینها و امینهای ویژه میشود.
نقش «ذینفع»، یعنی هر کسی که از تراست سود میبرد یا ممکن است سود ببرد، و آنچه «منافع خیریه» را تشکیل میدهد، یعنی بخشهایی از تراست که به خیریهها سود میرساند، را روشن میکند. اصطلاح «سازمان خیریه» به عنوان نهادهایی تعریف میشود که منحصراً بر اهداف خیریه تمرکز دارند، در حالی که «هدف خیریه» شامل فعالیتهایی مانند آموزش، دین و رفاه عمومی است.
متن همچنین مفهوم «اختیار انتقال تراست» را توضیح میدهد که به برخی از امینها اجازه میدهد شرایط تراست را اصلاح کنند یا وجوه را بین تراستها جابجا کنند. «تراست اول» و «تراست دوم» اصطلاحاتی هستند که به ترتیب برای تعریف تراست اصلی و تراست اصلاح شده استفاده میشوند. همچنین انواع مختلف اختیارات مربوط به تراستها را پوشش میدهد، مانند «اختیار انتصاب» که در آن افراد میتوانند تصمیم بگیرند چه کسی اموال تراست را دریافت کند.
در نهایت، «شرایط تراست» را به عنوان نیت واقف، همانطور که در اسناد او ذکر شده است، و آنچه «سند تراست» را تشکیل میدهد، اساساً مدارکی که نحوه عملکرد یک تراست را مشخص میکند، تعریف میکند.
Section § 19503
این قانون مربوط به انواع خاصی از تراستها (امانتنامهها) است. به طور کلی، این قانون شامل تراستهای غیرقابل فسخ میشود یا تراستهای قابل فسخی که برای تغییرات نیاز به رضایت امین یا شخص ثالث دارند. اما تراستهایی که صرفاً برای اهداف خیریه هستند را شامل نمیشود.
یک سند تراست میتواند قدرت انتقال دارایی (decanting) را محدود یا ممنوع کند، که به معنای انتقال داراییها از یک تراست به تراست دیگر است. این قانون همچنین با اختیاراتی که اجازه تغییر یا توزیع داراییهای تراست را میدهند، بر اساس سایر راههای قانونی مانند اسناد تراست، قوانین ایالتی و توافقنامههای غیرقضایی، تداخلی ندارد.
علاوه بر این، شخصی که تراست را ایجاد کرده است (واقف) میتواند شرایطی را برای نحوه مدیریت یا تغییر داراییهای تراست تعیین کند.
Section § 19504
این بخش از قانون کالیفرنیا بیان میکند که وقتی یک امین – فردی که مسئولیت رسیدگی به پول دیگری را بر عهده دارد – تصمیم میگیرد از توانایی خود برای انتقال داراییها از یک تراست به تراست دیگر (که «دکانتینگ» نامیده میشود) استفاده کند، باید به مسئولیتهای خود و نیت اصلی تراست پایبند باشد. هیچ الزامی برای استفاده از این اختیار یا اطلاعرسانی به ذینفعان در مورد آن وجود ندارد. مگر اینکه خلاف آن ذکر شده باشد، فرض بر این است که تراست اصلی شامل این اختیار دکانتینگ است.
Section § 19505
این قانون در مورد هر تراستی اعمال میشود که در کالیفرنیا مستقر است یا از قوانین کالیفرنیا پیروی میکند، صرف نظر از زمان ایجاد آن. این قانون شامل تراستهایی میشود که عمدتاً در کالیفرنیا اداره میشوند یا محل اصلی اداره خود را به کالیفرنیا تغییر دادهاند. همچنین اگر سند تراست مشخص کند که قوانین کالیفرنیا بر تراست حاکم است، به ویژه برای نحوه اداره آن، نحوه تفسیر مفاد آن، یا درک معانی و آثار مفاد آن، این قانون اعمال میشود.
Section § 19507
این قانون فرآیند و الزامات مربوط به استفاده یک امین مجاز از اختیار انتقال داراییهای یک تراست به تراست دیگر را توضیح میدهد. این اختیار اجازه میدهد تا بدون نیاز به تأیید دادگاه یا رضایت هیچ شخص دیگری، تغییراتی در تراست ایجاد شود.
اطلاعرسانی در مورد این اقدام مورد نظر باید 60 روز قبل به افراد خاصی که با تراست در ارتباط هستند، مانند واقف تراست، ذینفعان و هر امین دیگر، داده شود.
اگر شخصی که حق دریافت این اطلاعرسانی را دارد، قادر به مدیریت امور مالی خود نباشد، اطلاعرسانی باید به نماینده او نیز داده شود. اگر چنین نمایندگانی وجود نداشته باشند، امین باید به دنبال انتصاب آنها باشد.
این اطلاعرسانی باید شامل جزئیاتی مانند دلایل تغییرات، تفاوتهای بین تراستها و نسخههایی از اسناد تراست باشد، و همچنین هشداری در مورد از دست دادن حق اعتراض به تغییرات در صورت عدم اقدام ظرف 59 روز.
در موارد خاص، مانند زمانی که همه افراد ذیحق اطلاعرسانی موافقت کرده و یک سند انصراف را امضا میکنند، میتوان از این دوره صرفنظر کرد. با این حال، حتی پس از دوره اطلاعرسانی یا انصراف، یک شخص همچنان میتواند انتقال داراییها را به چالش بکشد، اگر معتقد باشد که به طور نادرست اعمال شده یا نقض وظیفه صورت گرفته است.
Section § 19508
اگر کسی اختیار نمایندگی شخص دیگری را در امور امانی داشته باشد، هرگونه اخطار یا تصمیمی که او میگیرد، به گونهای تلقی میشود که گویی شخص اصلی آنها را دریافت یا اتخاذ کرده است، مگر اینکه شخص نمایندگیشده قبل از مؤثر شدن اقدامات اعتراض کند. این همچنین به این معنی است که این نماینده میتواند درخواستهای خاصی را از طرف شخص نمایندگیشده ثبت کند. با این حال، شخصی که امانت را ایجاد کرده (واقف)، نمیتواند ذینفعان را نمایندگی کند یا برای آنها تصمیم بگیرد.
Section § 19509
این قانون توضیح میدهد که دادگاه چه اقداماتی میتواند انجام دهد زمانی که درخواستی در مورد اختیار انتقال داراییهای امانی (decanting power) در امانتها (trusts) ارائه میشود. انتقال داراییهای امانی (Decanting) زمانی است که یک امین (trustee) داراییها را از یک امانت به امانت دیگر منتقل میکند. دادگاه میتواند به امین دستور دهد که آیا یک انتقال داراییهای امانی پیشنهادی مجاز است، یک امین ویژه برای تعیین اینکه آیا انتقال داراییهای امانی باید انجام شود منصوب کند، یک اقدام انتقال داراییهای امانی را تأیید کند، یا اعلام کند که تلاش برای انتقال داراییهای امانی معتبر نبوده است اگر از قوانین پیروی نکرده یا وظیفه امانی را نقض کرده باشد. دادگاه همچنین میتواند روشن کند که اقدامات قبلی انتقال داراییهای امانی چگونه تحت تأثیر قانون قرار میگیرند و دستورالعملهایی برای رسیدگی به آنها ارائه دهد. امین باید ثابت کند که تمام ابلاغیههای لازم انجام شده است. علاوه بر این، دادگاه میتواند تغییرات در پاداش امین را تأیید کند یا حقوق مربوط به عزل یا جایگزینی او را اصلاح کند.
Section § 19510
هنگامی که یک امین از اختیار خود برای انتقال دارایی (decant) استفاده میکند، به این معنی که داراییها را از یک تراست به تراست دیگر منتقل کند، این اقدام باید به صورت کتبی مستند شود. سند، که توسط امین امضا شده است، باید هم تراست اصلی و هم تراست یا تراستهای جدید را مشخص کند. همچنین باید به وضوح داراییهایی را که به تراست(های) جدید منتقل میشوند، و آنچه، در صورت وجود، در تراست اصلی باقی میماند را نشان دهد.
Section § 19511
این بخش از قانون به توانایی امین (تراستی) برای استفاده از «اختیار جابجایی تراست» میپردازد، که اساساً توانایی انتقال داراییها از یک تراست (تراست اول) به تراست دیگر (تراست دوم) تحت شرایط خاص است. «حق غیرمشروط» یک حق ثابت است که به شرایط وابسته نیست، در حالی که «حق مکتسبه» شامل حقوقی برای توزیعهای منظم و اجباری از تراست میشود.
«ذینفع باقیمانده احتمالی» کسی است که در آینده وارث خواهد شد، و «ذینفع جانشین» در حال حاضر واجد شرایط نیست اما ممکن است در آینده واجد شرایط شود. امین مجاز که تراست را مدیریت میکند، نمیتواند ذینفعان جدیدی را که بخشی از تراست اول نیستند اضافه کند، حقوق مکتسبه را کاهش دهد، یا تغییرات اساسی ایجاد کند، مگر اینکه از قوانین خاصی پیروی کند. تراست جدید میتواند اختیارات انتصاب (که توانایی تصمیمگیری در مورد دریافتکنندگان منافع تراست است) را حفظ، حذف یا اصلاح کند، مشروط بر اینکه این شرایط رعایت شوند.
اگر جابجایی تراست شامل بخشی از تراست باشد، تنها بر آن قسمتی قابل اعمال است که امین دارای اختیار گسترده است. در مجموع، این قانون تضمین میکند که هنگام انتقال داراییهای تراست، تنها تغییرات مجاز انجام شود و حقوق ذینفعان فعلی محافظت گردد.
Section § 19512
این بخش توضیح میدهد که چگونه یک امین، که اختیار محدودی برای توزیع وجوه تراست بر اساس یک استاندارد تعریف شده دارد، میتواند داراییها را از یک تراست (تراست اول) به تراست دیگر (تراست دوم) منتقل یا «انتقال» دهد. این قوانین تضمین میکنند که حقوق و منافع ذینفعان هنگام انتقال تقریباً یکسان باقی بماند. تراست دوم میتواند تحت قوانین هر حوزه قضایی اداره شود و باید مزایای مشابهی با تراست اول به ذینفعان ارائه دهد، مگر در شرایط خاصی که در این بخش ذکر شده است. این بخش همچنین اجازه میدهد تا داراییهای تراست برای حمایت از ذینفعان توزیع شود، اگر آنها به دلیل ناتوانی یا دلایل دیگر قادر به مدیریت داراییها نباشند، به شرطی که اهداف اصلی تراست رعایت شود.
Section § 19513
این بخش به چگونگی مدیریت یا اصلاح یک تراست برای ذینفع دارای معلولیت میپردازد تا اطمینان حاصل شود که او واجد شرایط دریافت مزایای دولتی باقی میماند. یک «متولی نیازهای خاص»، که معمولاً متولیای با اختیار تصمیمگیری در مورد تراست است، میتواند از «اختیار انتقال دارایی» برای انتقال داراییها از تراست اصلی به یک تراست نیازهای خاص استفاده کند. این تراست نیازهای خاص نباید هنگام تعیین صلاحیت برای مزایای دولتی به عنوان دارایی محسوب شود. اختیار انتقال دارایی تنها در صورتی قابل استفاده است که به نفع اهداف تراست باشد و منجر به ایجاد یک تراست دوم شود که با قوانین مدیکید مطابقت دارد. منافع سایر ذینفعان در تراست(های) جدید باید اساساً مشابه منافع آنها در تراست اصلی باقی بماند.
Section § 19514
این قانون نحوه رسیدگی به منافع خیریه در تراستها را در کالیفرنیا مشخص میکند. اگر یک تراست (که «تراست اولیه» نامیده میشود) شامل یک الزام واضح برای منافع خیریه باشد، دادستان کل ایالت میتواند به عنوان نماینده آن منافع عمل کند. هر تراست بعدی (که «تراستهای ثانویه» نامیده میشوند) نباید منافع خیریه یا اهداف و شرایط مشخص شده در تراست اصلی را کاهش یا تغییر دهد. اگر چندین تراست جدید از تراست اصلی ایجاد شوند، برای اطمینان از حفظ نیات خیریه، آنها با هم در نظر گرفته میشوند. یک تراست جدید که شامل منافع خیریه است، معمولاً باید تحت قوانین کالیفرنیا اداره شود مگر اینکه دادستان کل موافقت کند یا دادگاه تغییری را تأیید کند. اختیارات دادستان کل، به غیر از این مقررات، دست نخورده باقی میماند.
Section § 19515
این قانون محدودیتهای توانایی امین را برای استفاده از «اختیار دکانتینگ» مشخص میکند. اختیار دکانتینگ یعنی توانایی تغییر شرایط یک تراست یا انتقال داراییها از یک تراست به تراست دیگر.
اولاً، امین نمیتواند از این اختیار استفاده کند اگر سند اصلی تراست صراحتاً آن را منع کرده باشد. حتی اگر قانون ایالتی چنین اختیاراتی را به امین بدهد، این اختیارات نمیتوانند ممنوعیتها یا محدودیتهای صریح موجود در تراست اولیه را نادیده بگیرند.
ثانیاً، هرگونه محدودیتی در سند اصلی تراست در مورد اصلاح تراست یا انتقال داراییها باید هنگام اعمال اختیار دکانتینگ رعایت شود. ممنوعیتهای کلی در مورد اصلاح یا ابطال تراست، بندهای منع اسراف، یا بندهایی که از انتقال منافع ذینفع جلوگیری میکنند، مانع استفاده از اختیار دکانتینگ نمیشوند. در نهایت، اگر ممنوعیتها یا محدودیتهای خاصی در مورد دکانتینگ در تراست اصلی وجود دارد، این موارد باید در هر سند تراست جدیدی گنجانده شوند.
Section § 19516
این بخش از قانون، جزئیات قوانین مربوط به حقالزحمه یک امین مجاز را زمانی که او اختیار استفاده از «انتقال داراییهای امانی» را دارد (که اساساً به معنای انتقال داراییها از یک امانت به امانت دیگر است) بیان میکند. اگر سند امانی میزان پرداخت به امین را مشخص کرده باشد، او نمیتواند آن پرداخت را افزایش دهد مگر اینکه همه ذینفعان امانت جدید کتباً موافقت کنند یا دادگاه آن را تأیید کند. اگر میزان پرداخت مشخص نشده باشد، همان رضایت یا تأیید دادگاه لازم است. با این حال، اگر تغییرات در امانت به طور طبیعی منجر به تعدیل پرداخت شود، به دلیل مواردی مانند طولانیتر بودن مدت امانت جدید یا داشتن پول بیشتر نسبت به امانت اصلی، این مورد طبق این قوانین افزایش پرداخت محسوب نمیشود.
Section § 19517
این بخش به شرایط مربوط به یک تراست دوم (که از طریق فرآیندی به نام 'انتقال داراییهای تراست' یا 'decanting' ایجاد میشود) در زمانی که یک امین (فردی که مسئول مدیریت تراست است) درگیر است، میپردازد. این قانون از کاهش مسئولیت امین برای نقض امانت توسط تراست دوم، بیش از آنچه تراست اصلی انجام میدهد، جلوگیری میکند.
با این حال، تراست دوم میتواند جبران خسارت (حمایت در برابر ادعاها) مشابه حمایتی که در تراست اصلی در صورت عدم استفاده از قدرت انتقال داراییهای تراست (decanting power) موجود بود، ارائه دهد. اما، مسئولیت کلی امینها نمیتواند کاهش یابد، اگرچه این قانون اجازه میدهد که مسئولیتهای امانی بین آنها طبق قانون ایالتی بازتوزیع شود.
Section § 19518
این قانون بیان میکند که یک امین (فردی که برای مدیریت داراییها مورد اعتماد است) نمیتواند فردی را که اختیار عزل یا جایگزینی او را در یک امانت دارد، تغییر دهد، مگر اینکه یکی از این شرایط برآورده شود: شخصی که اختیار عزل را دارد به صورت کتبی با تغییر موافقت کند و این تغییر فقط بر او تأثیر بگذارد؛ یا هم شخصی که اختیار را دارد و هم ذینفعان امانت به صورت کتبی موافقت کنند و اختیار مشابهی به شخص دیگری داده شود؛ یا دادگاه این تغییر را تأیید کند و باز هم اختیار مشابهی به شخص دیگری داده شود.
Section § 19519
این قانون توضیح میدهد که چگونه متولیان میتوانند از فرآیندی به نام «انتقال دارایی تراست» (decanting) برای جابجایی داراییها از یک تراست به تراست دیگر بدون از دست دادن مزایای مالیاتی استفاده کنند. برای تراستی که مزایای مالیاتی مانند کسورات زناشویی یا خیریه دریافت میکند، تراست جدید باید همان شرایط را برای حفظ این مزایا حفظ کند. علاوه بر این، قوانینی برای انتقال سهام از شرکتهای S و حفظ برخی معافیتها و صلاحیتهای مالیاتی وجود دارد. یک تراست جدید نمیتواند شرایطی داشته باشد که توزیعهای حداقل الزامی را افزایش دهد یا ماهیت تراست را از اعطاکننده به غیر اعطاکننده تغییر دهد، اگر این کار مزایای مالیاتی را از بین ببرد. با این حال، تحت شرایط خاصی، یک تراست اعطاکننده میتواند به یک تراست غیر اعطاکننده تبدیل شود و بالعکس. اگر فردی که تراست را ایجاد کرده است اعتراض کند، متولی نمیتواند دارایی را منتقل کند مگر اینکه شرایط خاصی برآورده شود.
Section § 19520
این بخش از قانون کالیفرنیا اجازه میدهد که یک تراست دوم ایجاد شود، که میتواند به همان مدت یا برای مدت متفاوتی نسبت به تراست اول ادامه یابد. با این حال، اگر تراست دوم داراییای را در خود جای دهد که از تراست اول نشأت گرفته است، هرگونه مقرراتی که بر مدت زمان اعتبار تراست، نحوه انباشت درآمد، یا زمان انتقال دارایی تأثیر میگذارد، همچنان دقیقاً همانند تراست اول اعمال میشود.
Section § 19521
Section § 19522
این قانون توضیح میدهد که اگر هنگام انتقال داراییها از یک تراست به تراست دیگر (که «اعمال قدرت دکانتینگ» نامیده میشود) اشتباهی رخ دهد، چه اتفاقی میافتد. اگر سند تراست جدید (تراست دوم) تقریباً از قوانین پیروی کند اما دارای برخی اشتباهات باشد، اصلاحات به طور خودکار انجام میشود: هر بخشی که مجاز نیست، باطل است و بخشهای الزامی که وجود ندارند، گنجانده شده تلقی میشوند. علاوه بر این، اگر اشتباهی در انتقال رخ دهد و یک امین بعداً متوجه شود، امین باید آن را مطابق با مسئولیتهای خود اصلاح کند.
Section § 19523
این بخش به صندوقهای امانی حیوانات میپردازد، که صندوقهایی هستند که برای منفعت حیوانات ایجاد شدهاند. «حامی» کسی است که اطمینان حاصل میکند صندوق امانی به هدف خود برای حیوان عمل میکند. این شخص میتواند توسط صندوق امانی یا دادگاه منصوب شود، یا میتواند یک سازمان غیرانتفاعی باشد. یک صندوق امانی حیوانات میتواند تغییر یابد (تغییر ساختار داده شود) اگر حامی به صورت کتبی موافقت کند. حامی همان حقوقی را دارد که یک ذینفع دارد. اگر یک صندوق امانی تغییر یابد، صندوق امانی جدید همچنان باید به هدف اصلی خود یعنی منفعت رساندن به حیوان، به همان شکلی که صندوق امانی قدیمی انجام میداد، عمل کند.
Section § 19524
Section § 19525
این قانون به «انتقال دارایی تراست» (trust decanting) میپردازد، که زمانی است که داراییها از یک تراست (تراست اول) به تراست دیگری (تراست دوم) منتقل میشوند. این قانون بیان میکند که برای اکثر اهداف قانونی، شخصی که تراست اول را ایجاد کرده است، حداقل برای آن بخش از داراییهای منتقل شده، به عنوان ایجادکننده تراست دوم در نظر گرفته میشود. با این حال، هنگام درک نیت پشت ایجاد تراست دوم، باید نه تنها نیت ایجادکننده تراست اول، بلکه نیت ایجادکننده تراست دوم و هر امین (فیدوسیری) که آن را مدیریت میکند نیز در نظر گرفته شود.