Section § 100

Explanation

این بخش مقرر می‌دارد که مگر اینکه یک الزام خاص یا زمینه به گونه‌ای متفاوت نشان دهد، تعاریف ارائه شده برای تفسیر این قانون به کار گرفته خواهد شد.

مگر اینکه حکم یا زمینه به گونه‌ای دیگر ایجاب کند، این تعاریف بر تفسیر این قانون حاکم است.

Section § 105

Explanation

این قانون اصطلاح «دعوی» را به گونه‌ای تعریف می‌کند که شامل هر دو پرونده مدنی و کیفری شود. بنابراین، وقتی قانون به «دعوی» اشاره می‌کند، منظور هرگونه اقدام قانونی در دادگاه است، چه مربوط به اختلاف بین افراد باشد و چه شامل اتهامات کیفری.

«دعوی» شامل دعوی مدنی و دعوی کیفری می‌شود.

Section § 110

Explanation

این بخش توضیح می‌دهد که «تکلیف ارائه دلیل» به مسئولیت یک طرف برای ارائه شواهد کافی اشاره دارد تا از تصمیم‌گیری علیه او در مورد یک مسئله خاص جلوگیری کند. اساساً، اگر می‌خواهید در یک نکته پیروز شوید، باید مدرک ارائه دهید.

«تکلیف ارائه دلیل» به معنای تعهد یک طرف برای ارائه شواهدی کافی است تا از صدور حکمی علیه او در خصوص آن مسئله جلوگیری کند.

Section § 115

Explanation

این قانون توضیح می‌دهد که «بار اثبات» در محیط دادگاه به چه معناست. این مسئولیت طرفی است که در یک پرونده درگیر است تا مدارک کافی ارائه دهد تا قاضی یا هیئت منصفه را در مورد یک واقعیت خاص متقاعد کند. سطح اثبات مورد نیاز می‌تواند متفاوت باشد؛ ممکن است یک سطح پایین باشد، مانند صرفاً ایجاد شک معقول، یا ممکن است نیاز به متقاعدکننده‌تر بودن داشته باشد، مانند نشان دادن غلبه ادله، که به معنای «به احتمال زیاد» است. در برخی موارد، اثبات باید حتی قوی‌تر باشد و نیاز به مدارک روشن و قانع‌کننده یا اثبات فراتر از شک معقول دارد. به طور کلی، مگر اینکه خلاف آن تصریح شده باشد، استاندارد مورد نیاز، غلبه ادله است.

«بار اثبات» به معنای تعهد یک طرف است که با ارائه دلیل، درجه لازم از باور را در مورد یک واقعیت در ذهن قاضی حقیقت‌یاب یا دادگاه ایجاد کند. بار اثبات ممکن است از یک طرف بخواهد که در مورد وجود یا عدم وجود یک واقعیت، شک معقولی ایجاد کند یا اینکه وجود یا عدم وجود یک واقعیت را با غلبه ادله، با دلیل روشن و قانع‌کننده، یا با اثبات فراتر از شک معقول، اثبات کند.
مگر اینکه قانون به نحو دیگری مقرر کرده باشد، بار اثبات مستلزم اثبات با غلبه ادله است.

Section § 120

Explanation

اصطلاح «دعوای مدنی» نه تنها به دعاوی حقوقی اشاره دارد، بلکه شامل انواع دادرسی‌های مدنی نیز می‌شود.

«دعوای مدنی» شامل دادرسی‌های مدنی نیز می‌شود.

Section § 125

Explanation

این قانون «رفتار» را به عنوان هر نوع عمل یا سلوک تعریف می‌کند، چه کاری را فعالانه یا منفعلانه انجام دهید و چه از کلمات استفاده کنید یا نه.

«رفتار» شامل تمام رفتارهای فعال و منفعل، اعم از کلامی و غیرکلامی می‌شود.

Section § 130

Explanation

این قانون بیان می‌کند که «اقدام کیفری» نه تنها به طرح یا آغاز واقعی یک پرونده کیفری اشاره دارد، بلکه شامل هرگونه رسیدگی قانونی مرتبط با آن نیز می‌شود.

«اقدام کیفری» شامل رسیدگی‌های کیفری می‌شود.

Section § 135

Explanation

اصطلاح «اظهارکننده» به کسی اطلاق می‌شود که اظهاراتی را بیان می‌کند.

«اظهارکننده» شخصی است که اظهاراتی را بیان می‌کند.

Section § 140

Explanation
به زبان ساده، «دلیل» به هر چیزی مانند گفته‌ها، اسناد، اشیاء فیزیکی، یا هر چیز دیگری که می‌توانیم ببینیم، بشنویم یا لمس کنیم، اشاره دارد که برای نشان دادن درست یا غلط بودن یک واقعیت استفاده می‌شود.

Section § 145

Explanation

این قانون «جلسه دادرسی» را به عنوان جلسه خاصی تعریف می‌کند که در آن یک مسئله مربوط به این قانون مطرح می‌شود، نه جلسات قبلی یا آتی دیگر.

«جلسه دادرسی» به معنای جلسه‌ای است که در آن سوالی طبق این قانون مطرح می‌شود، و نه جلسه‌ای زودتر یا دیرتر.

Section § 150

Explanation
این بخش به ما می‌گوید که تعریف «ادله استماعی» را می‌توان در بخش دیگری، به طور خاص بخش ۱۲۰۰، یافت.

Section § 160

Explanation
در این مفهوم، «قانون» به سه نوع اشاره دارد: قانون اساسی که بر پایه قانون اساسی ایالتی یا فدرال است؛ قانون مصوب که توسط مجلس قانون‌گذاری ایجاد می‌شود؛ و رویه قضایی که از تصمیمات دادگاه‌ها نشأت می‌گیرد.

Section § 165

Explanation

"سوگند" می‌تواند شامل یک تأییدیه یا اظهارنامه باشد که اگر تحت مجازات شهادت دروغ انجام شود، همان اعتبار سوگند را دارد. این بدان معناست که چه کسی از طریق سوگند، تأییدیه یا اظهارنامه بگوید که حقیقت را می‌گوید، همه اینها همان تعهد قانونی را برای راستگویی به همراه دارد.

"سوگند" شامل تأییدیه یا اظهارنامه تحت مجازات شهادت دروغ می‌شود.

Section § 170

Explanation

این بخش کلمه «درک کردن» را به معنای کسب دانش از طریق استفاده از حواس شما، مانند بینایی، شنوایی، لامسه، چشایی یا بویایی تعریف می‌کند.

«درک کردن» به معنای کسب دانش از طریق حواس فرد است.

Section § 175

Explanation
این بخش از قانون توضیح می‌دهد که اصطلاح «شخص» فقط به انسان‌های منفرد محدود نمی‌شود. بلکه گروه‌ها و نهادهای تجاری مانند شرکت‌ها، سازمان‌ها، شراکت‌ها، شرکت‌ها و حتی نهادهای دولتی را نیز دربرمی‌گیرد.

Section § 177

Explanation

«فرد وابسته» کسی است که ناتوانی‌های جسمی یا روانی‌اش به طور قابل توجهی توانایی او را برای انجام کارهای روزمره یا محافظت از حقوقش محدود می‌کند. این می‌تواند شامل افراد دارای معلولیت‌های جسمی یا رشدی یا سالمندانی باشد که توانایی‌هایشان کاهش یافته است. علاوه بر این، هر کسی که به عنوان بیمار بستری در یک مرکز بهداشتی درمانی ۲۴ ساعته پذیرفته شود را نیز شامل می‌شود.

«فرد وابسته» به معنای شخصی است، صرف نظر از اینکه آن شخص به طور مستقل زندگی می‌کند یا خیر، که دارای نقص جسمی یا روانی است که به طور قابل توجهی توانایی او را برای انجام فعالیت‌های عادی یا محافظت از حقوق خود محدود می‌کند، از جمله، اما نه محدود به، افرادی که دارای معلولیت‌های جسمی یا رشدی هستند یا کسانی که توانایی‌های جسمی یا روانی‌شان به دلیل کهولت سن به طور قابل توجهی کاهش یافته است. «فرد وابسته» شامل هر شخصی می‌شود که به عنوان بیمار بستری در یک مرکز بهداشتی درمانی ۲۴ ساعته، همانطور که در بخش‌های 1250، 1250.2 و 1250.3 قانون بهداشت و ایمنی تعریف شده است، پذیرفته می‌شود.

Section § 180

Explanation
این قانون «اموال شخصی» را به عنوان هر چیزی که می‌تواند شامل پول، اقلام فیزیکی مانند کالاها و منقولات، حقوق قابل اجرای قانونی (حقوق دعوایی)، و اسنادی که ثابت می‌کند کسی بدهکار است، تعریف می‌کند.

Section § 185

Explanation

این بخش از قانون بیان می‌کند که اصطلاح «مال» هم املاک و مستغلات (مانند زمین یا ساختمان‌ها) و هم اقلام شخصی (مانند خودرو یا جواهرات) را دربرمی‌گیرد.

«مال» شامل هم مال غیرمنقول و هم مال منقول می‌شود.

Section § 190

Explanation

اثبات زمانی است که شواهد، قاضی یا هیئت منصفه را متقاعد می‌کند که چیزی تا یک سطح مشخصی از قطعیت درست است.

«اثبات» عبارت است از برقراری یک درجه لازم از باور در مورد یک واقعیت، از طریق شواهد، در ذهن رسیدگی‌کننده به واقعیت یا دادگاه.

Section § 195

Explanation
اصطلاح «کارمند دولتی» به هر کسی اطلاق می‌شود که برای یک نهاد دولتی کار می‌کند، از جمله مقامات، نمایندگان یا کارمندان.

Section § 200

Explanation

این قانون تعریف می‌کند که چه چیزی «نهاد عمومی» محسوب می‌شود. این شامل طیف وسیعی از نهادهای دولتی مانند ملت‌ها، ایالت‌ها، شهرستان‌ها، شهرها، مناطق و هر سازمان سیاسی یا عمومی دیگر می‌شود، صرف‌نظر از اینکه محلی باشند یا از کشور دیگری.

«نهاد عمومی» شامل یک ملت، ایالت، شهرستان، شهر و شهرستان، شهر، منطقه، مرجع عمومی، سازمان عمومی، یا هر تقسیمات سیاسی یا شرکت عمومی دیگر، چه خارجی و چه داخلی، می‌شود.

Section § 205

Explanation

این قانون روشن می‌کند که وقتی اصطلاح «مال غیرمنقول» به کار می‌رود، به زمین‌ها، مستغلات و موروثیه‌ها اشاره دارد. اساساً، این اصطلاح هرگونه حق یا منفعت در املاک و مستغلات را پوشش می‌دهد، از جمله زمین و هرگونه ساختمان یا اموال موروثی متصل به آن.

«مال غیرمنقول» شامل زمین‌ها، مستغلات و موروثیه‌ها می‌شود.

Section § 210

Explanation
این قانون «ادله مرتبط» را به عنوان هر قطعه مدرکی تعریف می‌کند که بتواند به طور منطقی به اثبات یا رد یک واقعیت مورد مناقشه در یک پرونده کمک کند. این شامل مدارکی است که به اعتبار یک شخص مربوط می‌شود، مانند یک شاهد یا شخصی که اظهاراتی را خارج از دادگاه بیان کرده است (اظهارکننده غیرحضوری).

Section § 215

Explanation
این قانون بیان می‌کند که هر زمان اصطلاح «همسر» استفاده می‌شود، باید شامل «شرکای خانگی ثبت‌شده» نیز باشد، مطابق با مقرراتی که در بخش دیگری از قانون خانواده آمده است.

Section § 220

Explanation

این بخش نحوه استفاده از اصطلاح «ایالت» را تعریف می‌کند. به طور کلی، به کالیفرنیا اشاره دارد. اما وقتی در مورد بخش‌هایی از ایالات متحده صحبت می‌شود، می‌تواند به معنای هر ایالت، ناحیه، قلمرو مشترک‌المنافع، سرزمین، یا قلمرو جزیره‌ای باشد.

«ایالت» به معنای ایالت کالیفرنیا است، مگر اینکه در مورد بخش‌های مختلف ایالات متحده به کار رود. در حالت اخیر، شامل هر ایالت، ناحیه، قلمرو مشترک‌المنافع، سرزمین، یا قلمرو جزیره‌ای ایالات متحده می‌شود.

Section § 225

Explanation

در این زمینه، یک 'گفته' هر چیزی است که کسی می‌گوید یا می‌نویسد، یا هر عمل غیرکلامی که انجام می‌دهد و قصد دارد چیزی را منتقل کند.

“گفته” به معنای (a) بیان شفاهی یا کتبی یا (b) رفتار غیرکلامی یک شخص است که توسط او به عنوان جایگزینی برای بیان شفاهی یا کتبی در نظر گرفته شده است.

Section § 230

Explanation

در این مفهوم، اصطلاح «قانون» گسترده است و فقط به قوانینی که توسط نهادهای قانون‌گذار تصویب شده‌اند، اشاره ندارد. همچنین شامل معاهدات و احکام قانون اساسی می‌شود. این بدان معناست که وقتی از «قانون» صحبت می‌کنیم، به این اسناد حقوقی مهم دیگر نیز اشاره داریم.

«قانون» شامل یک معاهده و یک حکم قانون اساسی می‌شود.

Section § 235

Explanation
این بخش از قانون توضیح می‌دهد که چه کسی در رویه‌های قانونی «مرجع تشخیص واقعیت» محسوب می‌شود. این قانون بیان می‌کند که «مرجع تشخیص واقعیت» می‌تواند یا هیئت منصفه باشد یا دادگاه، بسته به اینکه چه کسی مسئول تصمیم‌گیری در مورد مسائل واقعی در یک پرونده است که شامل قابلیت پذیرش ادله نمی‌شود.

Section § 240

Explanation

این قانون توضیح می‌دهد که چه زمانی یک فرد در مراحل قانونی «به عنوان شاهد غیرقابل دسترس» تلقی می‌شود. یک شاهد زمانی غیرقابل دسترس محسوب می‌شود که به دلیل امتیاز از شهادت معاف باشد، سلب صلاحیت شده باشد، فوت کرده باشد، بیش از حد بیمار باشد (جسمی یا روانی)، با وجود تلاش برای تأمین حضورش غایب باشد، یا حتی با وجود محکومیت به اهانت به دادگاه از شهادت امتناع کند. اما، اگر عدم دسترسی فرد ناشی از سوء رفتار طرفی باشد که می‌خواهد از اظهارات او استفاده کند، نمی‌توانند ادعا کنند که شاهد غیرقابل دسترس است. علاوه بر این، شهادت کارشناسی می‌تواند عدم دسترسی را اثبات کند اگر شاهدی به دلیل آسیب جسمی یا روانی ناشی از یک جرم، قادر به شهادت نباشد یا با شهادت دادن دچار آسیب روانی قابل توجهی شود. این مورد به عنوان دستکاری عدم دسترسی آنها محسوب نمی‌شود.

(a)CA ادله Code § 240(a) به استثنای مواردی که در بند (b) مقرر شده است، «عدم دسترسی به عنوان شاهد» به این معنی است که اظهارکننده یکی از موارد زیر است:
(1)CA ادله Code § 240(a)(1) به دلیل امتیاز از شهادت دادن در مورد موضوعی که اظهارات او به آن مربوط است، معاف یا منع شده باشد.
(2)CA ادله Code § 240(a)(2) از شهادت دادن در مورد موضوع سلب صلاحیت شده باشد.
(3)CA ادله Code § 240(a)(3) فوت کرده باشد یا به دلیل بیماری یا ناتوانی جسمی یا روانی موجود در آن زمان، قادر به حضور یا شهادت در جلسه رسیدگی نباشد.
(4)CA ادله Code § 240(a)(4) در جلسه رسیدگی غایب باشد و دادگاه نتواند حضور او را از طریق روند خود اجبار کند.
(5)CA ادله Code § 240(a)(5) در جلسه رسیدگی غایب باشد و طرفی که اظهارات او را ارائه می‌دهد، تلاش معقولی به کار برده باشد اما نتوانسته باشد حضور او را از طریق روند دادگاه تأمین کند.
(6)CA ادله Code § 240(a)(6) با وجود اینکه به دلیل امتناع از شهادت، به اهانت به دادگاه محکوم شده است، همچنان از شهادت دادن در مورد موضوع اظهارات اظهارکننده امتناع ورزد.
(b)CA ادله Code § 240(b) اظهارکننده به عنوان شاهد غیرقابل دسترس محسوب نمی‌شود، اگر معافیت، منع، سلب صلاحیت، فوت، ناتوانی یا غیبت اظهارکننده به دلیل اقدامات یا تخلف طرفی که اظهارات او را ارائه می‌دهد و به منظور جلوگیری از حضور یا شهادت اظهارکننده، ایجاد شده باشد.
(c)CA ادله Code § 240(c) شهادت کارشناسی که ثابت کند آسیب جسمی یا روانی ناشی از یک جرم ادعایی، به شاهدی به حدی شدید آسیب رسانده است که شاهد از نظر جسمی قادر به شهادت دادن نیست یا نمی‌تواند بدون تحمل آسیب روانی قابل توجه شهادت دهد، ممکن است نشانه‌ای کافی از عدم دسترسی طبق بند (3) از زیربخش (a) باشد. در این بخش، اصطلاح «کارشناس» به معنای پزشک و جراح، از جمله روانپزشک، یا هر شخصی است که در زیربخش (b)، (c) یا (e) از ماده 1010 توصیف شده است.
ارائه شواهد برای اثبات عدم دسترسی یک شاهد تحت این زیربخش، در غیاب اثبات خلاف آن، به منزله ایجاد عدم دسترسی تلقی نخواهد شد.

Section § 250

Explanation
این قانون «نوشتار» را به معنای گسترده‌ای تعریف می‌کند. این تعریف نه تنها نوشتار سنتی با قلم و کاغذ را شامل می‌شود، بلکه هر چیزی را که ارتباط یا نمایش را ثبت می‌کند، مانند ایمیل‌ها، فکس‌ها و عکس‌ها، در بر می‌گیرد. این بدان معناست که هر شیء فیزیکی که اطلاعات در آن ثبت شده باشد، صرف‌نظر از نحوه ذخیره‌سازی آن، به عنوان نوشتار محسوب می‌شود.

Section § 255

Explanation

این قانون توضیح می‌دهد که چه چیزی به عنوان یک سند یا عکس «اصل» در نظر گرفته می‌شود. یک سند اصل می‌تواند خود نوشته اصلی باشد یا نسخه‌ای که قرار است همان هدف را داشته باشد. برای عکس‌ها، اصل شامل نگاتیو یا هر چاپی است که از آن گرفته شده است. وقتی صحبت از داده‌های ذخیره شده در رایانه‌ها می‌شود، یک خروجی چاپی یا نمایشگر که داده‌ها را به دقت نشان می‌دهد نیز یک اصل محسوب می‌شود.

«اصل» به معنای خود نوشته یا هر نسخه مشابهی است که توسط شخص اجراکننده یا صادرکننده آن، قصد شده باشد که همان اثر را داشته باشد. «اصل» یک عکس شامل نگاتیو یا هر چاپی از آن است. اگر داده‌ها در رایانه یا دستگاه مشابهی ذخیره شده باشند، هر خروجی چاپی یا خروجی دیگری که با چشم قابل خواندن باشد و نشان داده شود که داده‌ها را به دقت منعکس می‌کند، یک «اصل» محسوب می‌شود.

Section § 260

Explanation

این قانون تعریف می‌کند که چه چیزی به عنوان «نسخه المثنی» یک سند یا شیء محسوب می‌شود. توضیح می‌دهد که یک نسخه المثنی می‌تواند با استفاده از همان روش یا مواد نسخه اصلی، از طریق عکاسی، ضبط مکانیکی یا الکترونیکی، تکثیر شیمیایی، یا سایر تکنیک‌هایی که نسخه اصلی را دقیقاً کپی می‌کنند، ایجاد شود.

«نسخه المثنی» همتایی است که با همان اثر نسخه اصلی، یا از همان ماتریس، یا به وسیله عکاسی، شامل بزرگ‌نمایی‌ها و کوچک‌سازی‌ها، یا با بازضبط مکانیکی یا الکترونیکی، یا با تکثیر شیمیایی، یا با هر تکنیک معادل دیگری که نسخه اصلی را به دقت بازتولید کند، تولید شده باشد.