مقررات عمومی
Section § 1
این بخش به سادگی مجموعه قوانین را «قانون رفاه و مؤسسات» مینامد.
Section § 2
Section § 3
Section § 4
Section § 5
Section § 6
Section § 7
Section § 8
Section § 9
Section § 10
این بخش اصطلاحات «بخش» و «زیربخش» را به طور خاص برای این قانون تعریف میکند. هنگامی که متن به «بخش» اشاره میکند، منظور یک قسمت از این قانون است، مگر اینکه قانون دیگری ذکر شود. به همین ترتیب، «زیربخش» به قسمتی در داخل همان بخش خاص اشاره دارد، مگر اینکه بخش دیگری ذکر شود.
Section § 11
Section § 12
Section § 12.2
Section § 13
این قانون به این معنی است که وقتی چیزی به صورت مفرد نوشته شده باشد، به موارد متعدد نیز اعمال میشود و بالعکس. بنابراین، اگر یک قانون به «یک شخص» اشاره کند، به معنی «اشخاص» نیز هست، و «اشخاص» نیز به «یک شخص» اعمال میشود.
Section § 14
این قانون به سادگی بیان میکند که هر زمان کلمه «شهرستان» را در این متن میبینید، به معنای «شهر و شهرستان» نیز میباشد.
Section § 15
این بخش از قانون بیان میکند که وقتی کلمه «باید» استفاده میشود، به این معنی است که انجام کاری الزامی یا اجباری است. وقتی کلمه «میتواند» استفاده میشود، نشاندهنده این است که کاری اختیاری یا مجاز است، اما الزامی نیست.
Section § 16
در این زمینه، اصطلاح «سوگند» شامل «تأیید» نیز میشود. اساساً، چه سوگند یاد کنید و چه تأیید دهید، از نظر قانونی یک معنا دارد.
Section § 17
Section § 17.1
این بخش توضیح میدهد که چگونه اقامتگاه افراد صغیر و وابستگان غیرصغیر را زمانی که توسط قوانین دیگر به وضوح تعریف نشده است، تعیین کنیم. به طور کلی، اقامتگاه کودک جایی است که والدین یا قیم قانونی او زندگی میکنند، یا جایی که دادگاه حضانت را اعطا کرده است. اگر چندین نفر حضانت را به اشتراک بگذارند، کودک در جایی زندگی میکند که به طور فیزیکی حضور دارد. کودک سرراهی در جایی که پیدا شده است، مقیم محسوب میشود. اگر اقامتگاه کودک با روشهای معمول قابل تعیین نباشد اما او به مدت یک سال در یک شهرستان زندگی کرده باشد، آن شهرستان اقامتگاه او میشود. اگر کودکی به طور دائم از والدین خود جدا شده باشد، او در شهرستان دادگاهی که چنین احکامی را صادر کرده است، اقامت دارد. برای وابستگان غیرصغیر در ترتیبات زندگی پایدار تحت صلاحیت دادگاه اطفال، که به مدت یک سال در یک شهرستان زندگی کردهاند و قصد ماندن دارند، آن شهرستان اقامتگاه آنها میشود. در نهایت، اگر صلاحیت دادگاه اطفال بر یک وابسته غیرصغیر از سر گرفته شود، شهرستانی که آنها به مدت یک سال در زمان ثبت دادخواست در آن زندگی کردهاند، اقامتگاه آنها میشود.
Section § 18
Section § 19
این قانون در مورد تضمین ایمنی و رفاه کودکان از طریق برنامهها و خدمات است. این قانون به دادگاههای اطفال، ادارات مراقبت و سایر آژانسهای محلی اختیار میدهد تا خدمات حمایتی لازم را ارائه دهند. هدف این است که از حقوق و رفاه کودکان محافظت شود، به ویژه اگر وضعیت زندگی فعلی آنها مضر باشد، صرف نظر از اینکه قبلاً برای این آژانسها شناخته شده باشند یا خیر.
Section § 19.1
این بخش اهداف خدمات اجتماعی عمومی را که توسط دولت برای شهرستانها تأمین مالی میشود، تشریح میکند. هدف آن ارائه حمایت به خانوادههای نیازمند، کمک به افراد برای رسیدن به خودکفایی، و ارائه حمایت به افراد آسیبپذیر، از جمله کودکان و افراد دارای معلولیت، در برابر استثمار و آسیب است.
Section § 21
این بخش توضیح میدهد که ادارات خاصی مسئول حوزههای مختلف در چارچوب قوانین کالیفرنیا هستند. هنگامی که قانون به «اداره ایالتی پرداخت مزایا» یا «اداره پرداخت مزایا» در مورد کمکها اشاره میکند، در واقع منظور اداره ایالتی خدمات اجتماعی است. در زمینه اختلالات روانی، منظور اداره ایالتی خدمات مراقبتهای بهداشتی است و برای ناتوانیهای رشدی، به اداره ایالتی خدمات رشدی اشاره دارد.
به همین ترتیب، هنگامی که قانون به «اداره ایالتی بهداشت» یا «اداره بهداشت» در ارتباط با خدمات بهداشتی، کمک پزشکی یا مزایا اشاره میکند، بسته به موقعیت، منظور اداره ایالتی خدمات مراقبتهای بهداشتی یا اداره ایالتی بهداشت عمومی است. برای اختلالات روانی، منظور اداره ایالتی خدمات مراقبتهای بهداشتی است و برای ناتوانیهای رشدی، هدف اشاره به اداره ایالتی خدمات رشدی است.
هنگامی که نقش «مدیر پرداخت مزایا» در زمینه کمکها ذکر میشود، منظور مدیر خدمات اجتماعی است. اگر مربوط به اختلالات روانی باشد، این اصطلاح به مدیر خدمات مراقبتهای بهداشتی اشاره دارد و برای ناتوانیهای رشدی، منظور مدیر خدمات رشدی است. اشارات به «مدیر ایالتی بهداشت» یا «مدیر بهداشت» در خصوص خدمات بهداشتی، کمک پزشکی یا مزایا به معنای مدیر خدمات مراقبتهای بهداشتی است. مجدداً، هنگامی که به اختلالات روانی مرتبط باشد، این به معنای مدیر خدمات مراقبتهای بهداشتی است و برای ناتوانیهای رشدی، مدیر خدمات رشدی است.
Section § 22
Section § 23
Section § 24
این قانون بیان میکند که تغییرات خاصی که در سال ۱۹۷۵ در بخشهای مختلف ایجاد شد، تنها در صورتی مؤثر خواهند بود که با قانون فدرال در تضاد نباشند. این بدان معناست که اصلاحات کالیفرنیا به سازگاری با استانداردهای قانونی فدرال بستگی دارد.
Section § 26
این بخش نحوه تفسیر و مقایسه ارزشهای ارزیابیشده دارایی و نرخهای مالیاتی در کالیفرنیا را توضیح میدهد. برای سال مالی 1980-81 و قبل از آن، ارزش ارزیابیشده 25% از ارزش کامل بود؛ از سال 1981-82 به بعد، این میزان 100% است. نرخهای مالیاتی تا سال 1980-81 به صورت دلار به ازای هر 100 دلار ارزش ارزیابیشده و پس از آن به صورت درصدی از ارزش کامل نشان داده میشوند. هنگام مقایسه دادههای مالیاتی از سالهای مختلف، برای اطمینان از اینکه آنها بر اساس یکسان هستند، تعدیلاتی لازم است.
برای تبدیل بین دو روش نرخ مالیاتی، نرخی که بر اساس ارزیابی 25% است را در 0.25% ضرب کنید تا درصدی از ارزش کامل به دست آید، یا درصدی از ارزش کامل را در 400 ضرب کنید تا نرخ دلاری معادل به ازای هر 100 دلار ارزش ارزیابیشده به دست آید.
Section § 27
این بخش از قانون حکم میکند که هر سازمان یا ادارهای که مقررات مربوط به حقوق کودکان را وضع میکند، باید حقوق خاص کودکان تحت سرپرستی را، همانطور که در بخش دیگری یعنی بخش 16001.9 به تفصیل آمده است، در آن مقررات بگنجاند.