این قانون بیان میکند که اصول حقوقی خاصی، که «اصول فقهی» نامیده میشوند، برای کمک به اجرای عادلانه قوانین این مجموعه به کار میروند، نه برای تغییر آنها.
اصول فقهی که در ادامه ذکر شدهاند، نه برای محدود کردن هیچ یک از مقررات پیشین این قانون، بلکه برای کمک به اجرای عادلانه آنها در نظر گرفته شدهاند.
اصول فقهی، اصول حقوقی، اجرای عادلانه، قوانین، کمک، عدم تغییر، کمک قضایی، مقررات قانون، اجرای منصفانه، کمک در تفسیر
این قانون به این معنی است که اگر یک قاعده یا قانون دیگر منطقی نباشد یا کاربرد نداشته باشد، باید حذف یا متوقف شود.
علت قاعده، از بین رفتن، منسوخ شدن قاعده، اصلاح حقوقی، قوانین منسوخ، قابلیت اجرا، توقف قاعده، مبنای حقوقی، قطع قاعده، ارتباط قانون، اثربخشی قاعده
اگر دو وضعیت مشابه باشند، قوانین یا تصمیمات اعمال شده نیز باید مشابه باشند. این اصل عدالت و ثبات را در تصمیمگیری ترویج میکند.
جایی که دلیل یکسان است، حکم نیز باید یکسان باشد.
وضعیتهای مشابه ثبات عدالت ...
این قانون به این معناست که شما نمیتوانید نیت خود را تغییر دهید اگر این کار به دیگری آسیب برساند. در واقع، شما باید به تعهدات خود پایبند بمانید اگر تغییر آنها تأثیر منفی بر شخص دیگری داشته باشد.
تغییر قصد، آسیب به دیگری، تعهدات، نیات، پیشگیری از آسیب، الزامات قانونی، مسئولیت شخصی، تأثیر منفی، وفای به عهد، تغییرات نیت، پیامدهای تعهد
این بخش توضیح میدهد که اگر قانونی صرفاً برای منفعت شخصی شما وضع شده باشد، شما میتوانید در صورت تمایل از آن منفعت صرف نظر کنید. اما اگر قانونی هدف عمومی داشته باشد، نمیتوانید به سادگی آن را نادیده بگیرید یا با شخص دیگری توافق کنید تا آن را دور بزنید.
صرف نظر از منفعت شخصی، دلیل عمومی، توافق خصوصی، مزیت قانون، چشمپوشی خصوصی، قوانین منافع عمومی، قانون منفعت فردی، نقض سیاست عمومی، صرف نظر از حقوق، قانون شخصی در برابر قانون عمومی، نقض قانون عمومی، اختیار فردی، قانون منفعت عمومی، محدودیتهای چشمپوشی
این قانون به این معنی است که وقتی از حقوق یا آزادیهای خود استفاده میکنید، باید مراقب باشید که در این فرآیند به حقوق دیگران لطمهای وارد نکنید.
حقوق فردی تجاوز به حقوق احترام به دیگران ...
اگر به وقوع چیزی رضایت دهید، نمیتوانید ادعا کنید که به شما آسیب رسانده است. اساساً، رضایت دادن شما به معنای پذیرش نتیجه است.
شخصی که به عملی رضایت میدهد، از آن متضرر نمیشود.
رضایت توافق ضرر ...
اگر اشتباهی را بدون اعتراض بپذیرید، دیگر نمیتوانید بعداً به آن اعتراض کنید.
رضایت ضمنی، اشتباه، حق اعتراض، خطای حقوقی، سلب حق، پذیرش اشتباه، سکوت در برابر اشتباهات، عدم اعتراض، از دست دادن حق اعتراض، رضایت به اشتباه، چشمپوشی از اعتراضات، رضایت ضمنی قانونی، پیامدهای پذیرش اشتباه
این قانون بیان میکند که اگر شما مرتکب اشتباهی شوید یا قانونی را زیر پا بگذارید، نمیتوانید از آن عمل نادرست برای کسب منفعت شخصی یا به دست آوردن مزیتی در یک وضعیت حقوقی استفاده کنید.
هیچ کس نمیتواند از خطای خود سوءاستفاده کند.
سوءاستفاده خطا عمل نادرست ...
اگر کسی چیزی را به دلیل دروغ یا تقلب از دست بدهد، قانون میتواند طوری عمل کند که گویی هنوز آن را دارد.
سلب تصرف متقلبانه تصرف تقلب ...
اگر کسی میتوانست جلوی کاری را که به نفع او انجام میشد بگیرد اما این کار را نکرد، فرض میشود که او به آن اجازه داده است.
رضایت، اجازه ضمنی، رضایت منفعلانه، عدم منع، مجوز، انفعال، توافق مفروض، عدم اعتراض، تأیید ضمنی، اجازه از طریق سکوت، رضایت سکوتآمیز، عدم جلوگیری، تن دادن، رضایت از طریق عدم اقدام
این قانون اساساً به این معنی است که شما نباید به دلیل اقدامات شخص دیگری با عواقب منفی روبرو شوید.
مسئولیت شخصی پیامدها پاسخگویی ...
اگر از مزایای چیزی بهرهمند میشوید، باید با جنبههای منفی یا مسئولیتهای آن نیز کنار بیایید.
مسئولیت منفعت بار ...
اگر کسی چیزی به شما بدهد، فرض بر این است که هر آنچه برای استفاده از آن لازم است را نیز به شما میدهد.
اعطا، استفاده، مفروض، ضروری، لازم، ملک، منفعت، حقوق ضمنی، دسترسی، منابع، استحقاق، بهرهبرداری
این قانون به این معنی است که اگر به شما ظلمی شود یا آسیبی ببینید، باید راهی برای جبران یا اصلاح آن وجود داشته باشد.
خطا، ظلم، چاره، جبران، آسیب، ضرر، اصلاح، راه حل، غرامت، تسکین حقوقی، عدالت، حل و فصل، اعاده، ترمیم
اگر دو نفر در وضعیتی باشند که هر دو اشتباه کردهاند یا هر دو حق با آنهاست، قانون برای حل اختلافشان دخالت نخواهد کرد.
تقصیر برابر عدم دخالت حل اختلاف ...
اگر دو نفر حقوق قانونی یکسانی داشته باشند، کسی که حق خود را زودتر ادعا کرده باشد، ارجحیت خواهد داشت.
اولویت حقوق حقوق برابر حق مقدم ارجح است ...
شما نمیتوانید بابت چیزهایی که کنترلی بر آنها ندارید، مسئول شناخته شوید.
کنترل مسئولیت پاسخگویی ...
این بخش به این معناست که قانون به نفع افرادی است که فعالانه از حقوق خود محافظت میکنند، در مقایسه با کسانی که وقتی حقوقشان در معرض خطر است، اقدامی انجام نمیدهند.
هوشیاری حمایت از حقوق اجرای فعالانه ...
به زبان سادهتر، این قانون به این معنی است که هنگام اتخاذ تصمیمات حقوقی، آنچه مهم است ماهیت واقعی و قصد پشت اقدامات است، نه صرفاً نحوه ارائه یا قالببندی امور. قانون به آنچه واقعاً اتفاق افتاده یا قصد شده بود، بیش از جزئیات فنی یا تشریفات اهمیت میدهد.
ماهیت جوهر شکل ...
این اصل حقوقی به این معناست که اگر طبق یک تعهد یا قرارداد، کاری باید انجام میشد، قانون آن را طوری در نظر میگیرد که گویی واقعاً انجام شده است، به خصوص برای حمایت از شخصی که قرار بود از آن نفع ببرد.
تعهد به انجام، وظیفه قراردادی، فرض حقوقی، ایفای تعهد، حقوق ذینفع، انجام تلقی شده، اجرای قرارداد، اصل حقوقی، تعهدات قراردادی، توافق لازمالاجرا، حقوق ذینفعان، تکلیف به انجام، حمایت از ذینفعان، تعهدات قراردادی، انجام مورد انتظار
این قاعده به این معنی است که اگر چیزی قابل اثبات یا مشاهده نباشد، باید طوری با آن رفتار شود که گویی وجود ندارد.
ظاهر شدن وجود شواهد ...
این قانون به این معنی است که شما نمیتوانید از نظر قانونی ملزم به انجام کاری شوید که انجام آن غیرممکن است. این راهی برای تضمین انصاف در تعهدات قانونی است.
محال بودن عدم امکان تعهدات قانونی ...
این قانون بیان میکند که قانون نه از مردم میخواهد کارهای بیفایده انجام دهند و نه خودش کاری غیرضروری انجام میدهد.
اعمال بیهوده، اقدامات غیرضروری، کارایی، اصل حقوقی، تعهدات قابل تقلیل، الزامات قانونی، بیهودگی، رفتار هدفمند، اقدامات قانونی، زائد بودن قانونی
این قانون به این معناست که سیستم قضایی به مسائل بسیار جزئی یا بیاهمیت توجهی نمیکند.
قانون به امور جزئی بیاعتناست.
امور جزئی، مسائل بیاهمیت، مسائل جزئی، نظام حقوقی، نادیده گرفتن، بیاهمیت، ناچیز، اختلافات جزئی، قابل اغماض، کارایی قانون، اهمیت حقوقی
این قانون به این معنی است که اگر یک قانون یا قرارداد هم شامل عبارات خاص و هم عبارات کلی باشد، عبارات خاص، عبارات کلی را روشنتر یا محدودتر میکنند.
عبارات خاص عبارات کلی تخصیص دادن ...
این بخش به این معنی است که درک یا تفسیر یک قانون، قرارداد یا سند در زمان ایجاد آن، معمولاً قابل اعتمادترین است.
تفسیر همزمان، تفسیر، درک، زمان ایجاد، قابلیت اطمینان، تفسیر قانون، تفسیر سند، تفسیر قرارداد، بستر تاریخی، معنای اصلی، درک زمینهای
این بدان معناست که اگر یک مفهوم یا دسته بزرگتر وجود داشته باشد، به طور خودکار هر بخش یا جزئیات کوچکتر را در خود جای میدهد. آن را مانند داشتن یک جعبه بزرگ تصور کنید که میتواند تمام اقلام کوچکتر را در خود نگه دارد.
مفهوم بزرگتر، شمول، دربرگیری، دستهها، جزئیات، بخشها، اصطلاح چتری، پوشش جامع، دربرگرفتن، شامل شدن، دامنه وسیعتر، شمولیت، مفاهیم تو در تو
این بدان معناست که وجود چیزی اضافی یا غیرضروری، یک سند یا اقدام قانونی را باطل نمیکند. به عبارت دیگر، صرفاً به این دلیل که چیزی مورد نیاز نیست، کل موضوع را بیاعتبار نمیکند.
زیادی، اصل امر زائد، اسناد قانونی، عناصر غیرضروری، اعتبار قرارداد، تفسیر حقوقی، باطل کردن، زائد بودن حقوقی، عناصر خارجی، تفسیر قوانین
این قانون به این معناست که اگر چیزی قابل تعیین یا روشن شدن باشد، قطعی یا مشخص در نظر گرفته میشود.
قطعیت، مشخص، روشنسازی، تعیین شده، قطعیت حقوقی، رفع ابهام، تفسیر حقوقی، صراحت، اصل قطعیت، معیار قطعیت
این بدان معناست که یک عمل یا تصمیمی که از ابتدا بیاعتبار است، صرفاً به دلیل گذشت زمان معتبر نمیشود. اگر چیزی از ابتدا اشتباه یا باطل بوده باشد، به مرور زمان فقط با وجود داشتن، اعتبار پیدا نخواهد کرد.
عمل باطل، اقدام بیاعتبار، با گذشت زمان تأیید نشده، تصمیم باطل، اعتبار قانونی، تأیید عمل، گذشت زمان، بیاعتباری، از ابتدا باطل، بطلان حقوقی
این بدان معناست که اگر چیزی در نتیجه یک رویداد یا علت اصلی رخ دهد، مسئولیت یا پیامد آن باید به رویداد اصلی بازگردانده شود، نه اینکه رویداد اصلی توسط واقعه ناشی از آن تعیین گردد.
علت اصلی، پیامد، مسئولیت، واقعه، علیت، رابطه رویدادها، علت و معلول، مسئولیت حقوقی، رویداد اصلی، واقعه ناشی از آن
هنگام تفسیر یک قانون، بهتر است تفسیری را انتخاب کرد که باعث میشود آن قانون کار کند، نه تفسیری که آن را بیفایده یا بیاثر کند.
تفسیر حقوقی اثر بخشیدن جلوگیری از ابطال ...
این بخش از قانون بیان میکند که هنگام تفسیر هر بخشی از این مجموعه قوانین، تفسیر باید منطقی و معقول باشد.
تفسیر معقول منطقی ...
اگر دو فرد بیگناه تحت تأثیر اقدامات شخص دیگری قرار بگیرند، کسی که بیاحتیاطی کرده است باید عواقب آن را بپذیرد.
در جایی که یکی از دو شخص بیگناه باید در اثر عمل شخص ثالث متحمل ضرر شود، شخصی که این امر به دلیل سهلانگاری او رخ داده است، باید متحمل ضرر گردد.
افراد بیگناه سهلانگاری عمل شخص ثالث ...
این بخش از قانون بیان میکند که معاملات خصوصی منصفانه و صحیح تلقی میشوند، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود. اساساً، فرض بر این است که وقتی افراد در معاملات خصوصی شرکت میکنند، آن معاملات به صورت منصفانه و صحیح انجام شدهاند، مگر اینکه شواهدی خلاف آن را نشان دهد.
معاملات خصوصی منصفانه و صحیح هستند.
معاملات خصوصی داد و ستد منصفانه تراکنشهای صحیح ...
این بخش بیان میکند که رویدادها معمولاً به روشهای قابل پیشبینی و بر اساس نحوه عملکرد معمول طبیعت و زندگی روزمره پیش میروند. منظور این است که انتظار داشته باشیم امور از الگوهای معمولی که با آنها آشنا هستیم، پیروی کنند.
روند عادی طبیعت، عادات معمول زندگی، رویدادهای قابل پیشبینی، رخدادهای طبیعی، الگوهای رایج، انتظارات روتین، زندگی روزمره، الگوهای معمول، روشهای قابل پیشبینی، رخدادهای آشنا
این قانون میگوید که یک چیز تا زمانی که برای آن نوع چیز طبیعی است، به وجود خود ادامه خواهد داد.
مدت وجود، طول عمر معمول، پایداری شیء، ادامه وجود، طول عمر طبیعی، ماهیت شیء، دوره دوام، مدت زمان عادی، طول عمر متداول، دوره بقا، مدت زمان مرسوم
این بخش به سادگی بیان میکند که از قانون پیروی شده است.
رعایت قانون رفتار قانونی پایبندی به قانون ...